میدانم یک سال هست که اینجا ننوشته ام !
میدانم که البته نوشتن یا ننوشتنم به حال خیلی ها هیچ فرقی نمی کند !
میدانم که اگر باز هم از سفر بنویسم احتمال قریب به یقین حال بسیاری را (به هم..) دگرگون می سازد !
اما..
ما امسال با جناب همسر تصمیم گرفتیم که به مسافرت نرویم !!!
(فکرش را بکنید! ما ! چنین تصمیمی!)
اواخر اسفند ماه بود که برای مان در کرمان جا و مکان جور شده بود و ما مثل معتاد ها سعی در ترک می کردیم و می خواستیم روی تصمیم مان بمانیم !
کلا سفر کنسل شد ( انگار مواد از کفمان پریده باشد !!)
اما باور کنید نمی دانم چه شد که این دوست های نا باب باز هم ما را آلوده کردند ! که این بار نفهمیدیم چه شد که خود را طی 8-9 روز در پنج !! استان کشور یافتیم !!!
از قلب گربه سر خوردیم و رفتیم تا روی دستانش !
از تهران شروع کردیم و مقصد را شیراز نهادیم. یک شب را در قم ماندیم و فردایش رفتیم اصفهان .سال تحویل هم در هتل بودیم و شب را در اصفهان سپری کردیم . فردایش رفتیم شهرضا و یک امامزاده خوشگل و مزار شهید همت !
به سمت یاسوج در حرکت بودیم ! انصافا جاده اش محشر بود ! آبشار سمیرم..
شب را در یاسوج بودیم و سپس رفتیم بوشهر ! به یکی از عروسی های محلی دعوت شده بودیم و چه رسوم با مزه ای دیدیم ! 2 شب بوشهر بودیم و یک روز رفتیم به بندر گناوه و خرید و .. از این کارهای بد بد !!!
سپس رفتیم شیراز !شهری خوشگل و نسبتا شلوغ با مردمانی مهمان نواز و نسبتا تنبل والبته بسیار خوش گذران !
2 شب هم شیراز بودیم و روز سوم سفر شیراز رفتیم تخت جمشید و بعد از آن هم تهران !!
29 ام رفتیم و 8 ام بازگشتیم ! (تازه سال ۸۷، سال کبیسه بود)
جای همه خالی.. جدای از تجربیات بسیار خوبش، سفر شیرینی بود. و حالا ما ماندیم و تعداد زیادی از اقوام و فامیل که باید به دیدنشان برویم !

پ.ن:
* دلم نمی خواهد تعطیلات تمت شود از این جهت که احساس می کنم سال جدید شروع شده و باید به مشکلات و دغدغه های جدید ات فکر کنی !
* با فرا رسیدن سال نو هر چیز و کسی دچار تحولاتی می شود . کامپیوتر ما هم از این داستان مستثنا نیست و به صورت خودکار یکی از ویروس هایش ترمیم شده که مرا بسی خوشحال کرده !
*بنت الهدی جان ، ممنونم ! دل آدمی را شاد کردی... .
یا حی!

