تبليغاتX
_________ محرمانه_________
 

سلام !

برای اولین بار که عکس بالا رو دیدم احساس کردم این خانومه چه لذتی از این کار می بره ! ییهو دلم خواست جای ایشون می بودم !

بعد از اون به این فکر کردم چه عکس جالبی ! چه زاویه ی با مزه ای داره ! بعدش دلم برای عکس گرفتن تنگ شد !

امروز رفتم سر وقت حکایت تصویری و گرد و غبارش رو زدودم.

یه کمی امروز بی حوصله بودم تا اینکه به این حدیث رسیدم :

امام علی (ع):

"خوشبخت کسی است که وقت فکر کردن به بدبختی را نداشته باشد " 

 

خیلی حرف بود !!

دیگه بی حوصله نبودم !

 

 

* پ.ن:

اندازه ی مچ دست تا آرنج هر انسان برابر است با قد کف پایش !! یحتمل اگه الان پشت کامپیوتر نبودید درستی این قضیه رو چک می کردید، کما اینکه قابلیت بعضی ها پشت سیستم هم خیلی زیاده !!

 

* خوشبخت باشید !

 

 

یا حی !

 

 

 

+ نوشته شده توسط At در سه شنبه 17 آذر1388 و ساعت 15:50 |
 

 

با سلام!

آپ می کنیم تا امر دوستان را اجابت کرده باشیم و تا این دختره برود و خیس نشود و شب نشود و بی حاجی و تک و تنها بماند و ...الخ !

 

۱. این روزها کتاب می خوانیم تا دغدغه های زندگی مان از یادمان برود غافل از اینکه کتاب ها ،خود دغدغه آور اند ! و مشغولیات فکری جدید می سازند که بعضی شان  مثبت اند و برخی نامثبت !

این عکس  mp3 ترین کتابخانه ای ست که تا حالا پسندیدم.

 

 

۲. ترجیح می دهم با کفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم

 تا این که در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم .

(دکتر شریعتی)

 

 

۳. الان یکی اس.ام .اس زد : " برای سلامتی کسانی که تا یادشون نکنی ،یادت نمی کنن صلوات! " ما هم صلوات را کامل نوشته و ریپلای کردیم !! با تشکر از خودمان !

 

 

۴. با نگاهی سرشکسته/چشم های پینه بسته/خسته از درهای بسته/خسته از چشم انتظاری

صندلی های خمیده/میزهای صف کشیده/خنده های لب پریده/گریه های اختیاری

عصر جدول های خالی/ پارک های این حوالی/ پرسه های خیالی/ نیمکت های خماری

رونوشت روزها را روی هم سنجاق کردم/ شنبه های بی پناهی/ جمعه های بی قراری

 

 

یا حی !

 

 


 

+ نوشته شده توسط At در جمعه 17 مهر1388 و ساعت 12:30 |
 

سلام!

۱. نمی دونم چرا اسم این فیلمه رو گذاشتن "رستگاران" ؟!  هر شب که همه دارن توش بدبخت میشن!!البته فیلم ایرانیه ! یحتمل همه قسمت آخر رستگار میشوند !

 

۲. همچنان قصد ندارم سیاسی بنویسم !

 

۳. بعضی ها ما را لجباز  خطاب کرده مبنی بر نگذاشتن آدرس وبلاگ  ! بابا محرمانه بودنمان زیر سوال می رود ! گویا آن طرف ها خیلی علم پیشرفت نکرده! نامبرده گفته به این امر آلرژی پیدا کرده !

این روزها آلرژی مهم نیست ! مواظب باشید آنفلونزای نوعA ..نگیرید !

چند روز پیش یکی از دوستان - گلاب به روتون-  شکمش به کار افتاده بود و می گفت احساس می کنم آنفلونزای نوع wc گرفته ام !

 

۴. هوس کتابخوانی کرده ام. اما فعلا کتاب خوب سراغ ندارم ! خواهش می کنم هر کس حداقل یک کتاب خوب که خودش خوانده را به من معرفی  کند ! با تشکر.

 

۵. روزی فردی  گفت : "من با یک سیب آبروی امام صادق(ع) رو می ریزم. "

گفتند:" چه جوری؟"

گفت:" این سیب رو می برم پیش امام صادق (ع) . می پرسم این سیب روزی من هست یا نه؟ اگر گفتند هست می زنم زیر پایم له می کنم . اگر گفت روزی تو نیست جلوش سیب رو می خورم!"

رفت پیش امام صادق(ع) . گفت : "این سیب روزی من هست یا نه؟"

حضرت بهش نگاه کردند و گفتند : " اگر از گلویت پایین برود روزی ات بوده و اگر از گلویت پایین نرود روزی ات نبوده! "

نتونست کاری بکنه و فقط شرمنده شد.

(به نقل از آقای قرائتی)

 

۶.

اَللّـهُمَّ اِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنا فيما مَضى مِنْ شَعْبانَ، فَاغْفِرْ لَنا فيما بَقِىَ مِنْهُ.

خدايا اگر در آن قسمت از ماه شعبان كه گذشته ما را نيامرزيده اى در آن قسمت كه از اين ماه مانده بيامرزمان.

 

 

پ.ن :

بدون شرح :

 

 

بعد التحریر :

با کامنت جناب م ل ک  همسویی می کنم  و میگم که جدا ایده ی خوبیه که هر ماه هر کس یه کتاب بخونه و نظرش و یه خلاصه ای ازش رو آپ کنه !

توو همین کامنت ها توو چند روز ۳۲ تا کتاب خوب معرفی شدند که مطمئنم همه شان ارزش یک بار خواندن را دارند! 

 

یا حی !

 

+ نوشته شده توسط At در دوشنبه 19 مرداد1388 و ساعت 1:15 |

داستاني در مورد اولين ديدار «امت فاکس»، نويسنده و فيلسوف معاصر، از رستوران سلف سرويس هنگامي که براي نخستين بار به آمريکا رفت.وي که تا آن زمان، هرگز به چنين رستوراني نرفته بود در گوشه اي به انتظار نشست.با اين نيت که از او پذيرايي شود. اما هرچه لحظات بيشتري سپري مي شد ناشکيبايي او از اينکه مي ديد پيشخدمتها کوچکترين توجهي به او ندارند،شدت گرفت. از همه بدتر اينکه مشاهده مي کرد کساني پس از او وارد شده بودند و در مقابل بشقاب هاي پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند.

وي با ناراحتي به مردي که بر سر ميز مجاور نشسته بود، نزديک شد و گفت: «من حدود بيست دقيقه است که در اينجا نشسته ام بدون آنکه کسي کوچکترين توجهي به من نشان دهد. حالا مي بينم شما که پنج دقيقه پيش وارد شديد با بشقابي پر از غذا در مقابلتان اينجا نشسته ايد! موضوع چيست؟ مردم اين کشور چگونه پذيرايي مي شوند؟» مرد با تعجب گفت: « ولي اينجا سلف سرويس است.» سپس به قسمت انتهايي رستوران جايي که غذاها به مقدار فراوان چيده شده بود، اشاره کرد و ادامه داد: « به آنجا برويد، يک سيني برداريد و هر چه مي خواهيد، انتخاب کنيد،پول آن را بپردازيد، بعد اينجا بنشينيد و آن را ميل کنيد

امت فاکس، که قدري احساس حماقت مي کرد، دستورات مرد را پي گرفت. اما وقتي غذا را روي ميز گذاشت ناگهان به ذهنش رسيد که زندگي هم در حکم سلف سرويس است. همه نوع رخدادها، فرصت ها، موقعيتها، شاديها، سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد. در حالي که اغلب ما بي حرکت به صندلي خود چسبيده ايم و آن چنان محو اين هستيم که ديگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتي شده ايم که چرا او سهم بيشتري دارد؟ که هرگز به ذهنمان نمي رسد خيلي ساده از جاي خود برخيزيم و ببينيم چه چيزهايي فراهم است، سپس آنچه مي خواهيم، برگزينيم.

همه ما به اين دليل اين نوع زندگي فردي (شخصي) واجتماعي (حكومت) را داريم چون خودمان قبلا اين نوع زندگي كردن را انتخاب كرده ايم !

از کتاب: شما عظيم تر از آني هستيد که مي انديشيد/مسعود لعلي

 

 

پ.ن :

 

* سلام !

 

* امشب ، شب اول شعبان است. فردا روزی در کعبه را باز می کنند برای شست و شو !

 

* خیلی سخت است  آدم  انتصاب "  مشایی "  را ببیند اما بر سر عهدش بماند و سیاسی ننویسد !!

 

* فیلم درباره الی.. را دیدم. بازی و بازیگردانی خیلی خوبی داشت اما داستان اش به درد نمی خورد ! انگار فیلم به  سفارش ناجیان دریای خزر ساخته شده بود !!

 

*  بخیل کسی ست که در سلام کردن بخل بورزد. / امام حسین (ع) /

 

* من ناخوانده و بی دعوت جایی نمی روم. خدایا تو که م ی د ا ن ی...

 

* تصویری دیدم که گوشه ی پرچم ایرانی که دست یکی از دوستان بود نوشته بود :

MADE IN CHINA!!! می خواستم دو دستی بر سرم بکوبم !!! پیش تر هم درباره چفیه ی لبنانی چنین چیز شنیده بودم !

 

* به کجا می رویم..؟!

 

 

یا حی !

+ نوشته شده توسط At در پنجشنبه 1 مرداد1388 و ساعت 1:9 |


Powered By
BLOGFA.COM