سلام !
می دونم که مدت زیادی میشه که خودم ننوشتم . نشد دیگه !
الان هم چون کلا دلم برای نوشتن تنگ شده بود دارم می نویسم .
۱. همین الان یه فیلم دیدم که حتی نمی دونم اسمش چی بود؟ اما باز هم همون موضوع قدیمی فیلم های غربی و مخصوصا آمریکایی : " مهاجرت و گرین کارت و ... اتفاقات فیلم" که اول فیلم هاش هم می نویسه این ها بر اساس واقعیت ساخته میشه !
نمی دونم چرا (یعنی می دونم چرا) حالم بد میشه بعضی سکانس هاش رو می بینم. دست به هر کاری می زنند که تبعیت اونجا رو بگیرند.
چقدر خدا رو شکر کردم که توو کشوری زندگی می کنم که تایع اش هستم و جز با نیت سفر نیست که دلم می خواد همه ی دنیا رو ببینم.
ولی من یه نقد خیلی بزرگ به اکثر فیلم سازهای اونوری دارم. یه چرای بزرگ که من همیشه با یه عصبانیت خاصی در موردش حرف می زنم !!
آخه چرا هر فیلمی که سرش به تنش می ارزه باید حداقل ۳۰ ثانیه صحنه داشته باشه؟!!
یه ذره با این سوال فکر کنید و جواب بدید ! من میگم:
* شاید بینندگان اینطوری جذب میشوند، وقتی یه لحظه ی فوق العاده عاطفی رو به تصویر بکشی هر بیننده ی عادی محو فیلم میشه !
* شاید سازنده می خواد فیلمش جذاب بشه و اون موارد رو اخر هیجان و جذابیت می دونه !
* شاید اصلا این موارد مطرح نیست. مسایل جنسی و سکسی اینقدر جز زندگی روتین اونها شده که اینجوری مثل من به قضیه نگاه نمی کنند ! اینقدر حریم ها کوچیک شده که...
ولی این " چرا " ی بزرگ هنوز توو ذهن من هست ! شما یه فیلم اجتماعی ساده به من نشون بدید که ...پاک باشه !
در این جور مواقع من از دیدن فیلم منزجر می شم !!!( یه چی اون ور تر از متنفر !)
۲ . امروز شهادت امام جواد (ع) بود. دیشب تی وی یه برنامه نشون می داد که اکثرا با شعرا مصاحبه می کرد و در مورد مرگ شون ازشون می پرسید. جالب اینکه دکور برنامه هم قبر بود ! یعنی مصاحبه شونده ها توو قبر بودن ! تجسم مرگ برام کار سختی نیست ولی خب...
از یه رسمی که توو این برنامه داشتن خوشم اومد. آخر برنامه مجری گفت : ما اینجا خرمای خودتون رو بهتون تعارف می کنیم . شما هم برای خودت فاتحه بخون " !
خیلی دلم می خواست بدونم طعم خرمای خود آدم چطوریه؟!! باید طعم گسی داشته باشه !
۳. هر چقدر تمام طول سریال دلنوازان بیخود بود و عکس اش شمس العماره شیرین ! قسمت آخر این دو تا سریال جاهشون عوض شد !
شمس العماره : من فهمیدم که باید برا ساس عشق نگاهی ازدواج کرد و صحبت و تحلیل و خواستگار بازی و .. چرته !
از طرفی ملت بامسابقه ی اس مسی شمس العماره مدتی سرگرم بودند و این وسط مخابرات پولی به جیب زد !
۴. راستش حالم رو به راه نیست ! همش نگرانم و انگار عجله دارم ! اما برای انجام چه کاری معلوم نیست !
خسته شدم از بس چند تا کار رو با هم انجام دادم یا کارهایی رو انجام دادم که دلم نمی خواسته ! اما چون نوشتن شون هم دردی رو دوا نمی کنه کلا بی خیالش میشم !
۵. خوش باشید و و خوش بودن تان را زهرمار نکرده، از خوشی تان لذت ببرید!
بعدالتحریر:
۶. چند شب پیش تی وی داشت یه گزارش از حاجی ها پخش می کرد که آهنگ وبلاگ من روش بود !! من اینقدر ذوق کردم!! تازه فهمیدم چقدر آهنگش به دل مشینه !![]()
![]()
۷. از امروز دقیقا 40 طلوع مانده تا 72 غروب !
یا حی !





















