۱. دو ماه از زندگی مشترکمان می گذرد . همین !
۲. عاشوراست .
۳. ببار ای بارون ببار !
بر دلم گریه کن خون ببار..
بر شب تیره چون زلف یار...
بهر لیلی چو مجنون ببار...ای بارون!
آقا جان ! فدای غم های تو..
خون می چکد از چشمان تو...
بی تاب روی زیبای تو...
می سوزه عالم در پای تو...ای آقا !
خون دل آسمون ...
زبون می گیره صاحب زمون(عج)...
ای امان ای امان ای امان..
عمه جان عمه جان عمه جان ..ای عمه !
دلم زار زینبه...
گوشه چادر زینبه...
امشب جون همه بر لبه...
روضه خون مادر زینبه...وای زینب(س)!
رسیده جون بر لبم..
می سوزه سینه پر تبم..
آسمون تیره شبم...
قربونی غم زینبم...وای زینب(س)!
اگر که غوغا نکرد..
اگه شکوه ز غم ها نکرد..
سفره دلشو وا نکرد...
غصه جیگرشو پاره کرد...وای زینب(س)!
پ.ن:
* ...و تو ، ای آن كه در سال شصت و یكم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اكنون ، در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت ، پای به سیاره زمین نهاده ای ، نومید مشو ، كه تو را نیز عاشورایی است و كربلایی كه تشنه خون توست و انتظار می كشد تا تو زنجیر خاك از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت كنی و به كهف حَصینِ لازمان و لامكان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مكان ، خود را به قافله سال شصت و یكم هجری برسانی و در ركاب امام عشق به شهادت رسی... یاران! شتاب كنید ، قافله در راه است . می گویند كه گناهكاران را نمی پذیرند ؟ آری ، گناهكاران را در این قافله راهی نیست ... اما پشیمانان را می پذیرند .
...اي دل! تو چه مي كني؟ مي ماني يا مي روي؟
داد از آن اختیار كه تو را از حسین جدا كند..
فتح خون
.* همان که خودت می دانی...!
.
یا حسین !
یا حی !

